الشيخ أبو الفتوح الرازي
206
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و « شهوت » معينى باشد كه ايجاب صفت مشتها ( 1 ) كند ، و از جمله اعراض مخصوصه است كه قديم تعالى مختصّ است به قدرت بر آن ، و از جمله اصول نعم است ، و شهوت به چيزهايى كه نيل مشتهاى آن ممنوع است عقلا و شرعا از باب ابتلا و امتحان است ، پس شهوت بعضى نعمت است و بعضى محنت ، اعنى امتحان براى تكليف . آنگه حق تعالى اين مشتهيات را كه مجمل بگفت و از او به شهوت عبارت كرد ، تفصيل داد گفت : * ( مِنَ النِّساءِ ) * ، از زنان . و براى آن تقديم كرد ايشان را كه سبب افتتانند و حبايل شيطانند چنان كه گفت : - عليه السلام - : النّساء حبايل الشّيطان ، و همچونين ( 2 ) گفت : لا يخلونّ رجل بامرأة فانّ ثالثهما الشيطان ، نبايد كه هيچ مردى با زنى به خلوت بنشيند كه سوم ( 3 ) ايشان شيطان است ، پس ايشان گاه دام شيطان باشند ، و گاه پيشرو شيطان باشند ، و گاه خود شيطان باشند : انّ النّساء شياطين خلقن لنا نعوذ باللَّه من شرّ الشّياطين [ 400 - پ ] اعشى بني مازن ( 4 ) زنى داشت ، برخاست و برفت تا براى او طعامى آرد ، چون باز آمد زن بر جاى نبود . برخاست و به شكايت او پيش رسول آمد و گفت : يا مالك الملك ( 5 ) و ديّان العرب اليك أشكو ذربة من الذّرب خرجت ابغيها الطَّعام في رجب فخلَّعتني بنزاع و هرب أخلفت العهد و لطَّت بالذّنب و هنّ شرّ غالب لمن غلب رسول - عليه السلام - گفت : مه لا تقل مالك الملك فانّ اللَّه مالك الملك ! آنگه اين مصراع باز پسين تكرار مىكرد و باز مىگفت : و هنّ شرّ غالب لمن غلب و آكل المرار زنى داشت ، زن به او خيانتى كرد فقتلها و انشأ يقول : كلّ انثى و ان بدا لك منها آية الحبّ حبّها خيتعور ( 6 ) انّ من غرّه النّساء بودّ بعد هند لجاهل مغرور
--> ( 1 ) . اساس : مشتهى / مشتها . ( 2 ) . همه نسخه بدلها : همچنين . ( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : سيم . ( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : اعشى بن مازن . ( 5 ) . كذا : در اساس و همه نسخه بدلها ، لسان العرب ( 1 / 386 ) : يا سيد النّاس . ( 6 ) . كذا : در اساس ، مج ، وز ، آج : منجنون قال آخر ، ديگر نسخه بدلها : كلمه مشوّش است و تصحيف شده .